فراموش کردم

وقتی خدا از پشت دست هایش را روی چشمانم گذاشت.....

از لای انگشتانش آنقدر محو تماشای دنیا شدم که.....

فراموش کردم منتظر است تا نامش را صدا کنم.....



یا حبیب من لا حبیب له...
یا رفیق من لا رفیق له....
الهی العفـــــــــــــــو :(
:(
رنگ آخر حساب داریم ...
اهوم....
انسان یعنی فراموشکار

باید تکرار  کنه تا هیچ وقت یادش نرِ

یاد خدا آرامبخش قلبهاست


امیدوارم بنده فراموشکاری نباشیم 

بله همینطوره....
یه وقتایی یادمون میره....

شکی نیست.... الا بذکرالله تطمئن القلوب

ان شاءالله
دوشنبه ۳۱ خرداد ۹۵ , ۱۴:۳۷ سیّد محمّد جعاوله
این چی بود
بوی کفر می داد
پناه بر خدا
استغفرالله
کجاش بوی کفر میداد؟!!!

چشم ها را باید شست
جور دیگر باید دید

هر چند شما هیچ وقت معنای پست های منو نفهمیدید :-/
دوشنبه ۳۱ خرداد ۹۵ , ۱۴:۳۰ یا فاطمة الزهراء
:(
چرا فراموش کردی آخه؟ 
غفلت :(
خدا....
:)
فقط خدا.
فقط خودش....
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تو کافه ی خالی
یه استکان چایی
کنار تنهایی
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan