دو نفره هایمان مستدام!

حالم گرفته بود...
زد به سرم که برم بیرون...
بارون که میباره میگن هوا دو نفره ست! :|
آره واقعا هوا دو نفره بود...
حاضر شدم، چادرم رو برداشتم...  رفتیم بیرون... دوتایی :)
من و خدا :)
بدونِ مزاحم...
شیشه های ماشین رو کشیدم پایین... :-/

نسیم، عاشقِ سرما، بارون و سرعته!

یک دستم رو گرفتم زیر بارون... عجب حسِ نابی ^_^
حالم خوب شد... به همین راحتی...
خدایا شکرت :)
ممنونم که هستی :)

دو نفره هایمان مستدام خالقم :)


+ نزدیک بود تصادف کنم :|
++ میگن بارون که میباره دعا مستجاب میشه... دعا میکنم لحظه هاتون همیشه خدایی باشه :)

من دیوونه ی بارونم....
:)
من دیوونه ی بارونم....
منم...

   خدایا! سرده این پایین، از اون بالا تماشا کن

اگه میشه فقط گاهی،بیا دستامونو ها کن

خدایا!سرده این پایین،ببین دستامو میلرزه

دیگه حتی همه دنیا،به این دوری نمی ارزه

تو اون بالا من این پایین،دو تایی مون چرا تنها؟

اگه لیلی دلش گیره! بگو مجنون چرا تنها؟

خدایا! من دلم قرصه،کسی غیر از تو با من نیست

خیالت از زمین راحت ،که حتی روز،روشن نیست

کسی اینجا نمی بینه که دنیا زیر چشماته

یه عمره یادمون رفته،زمین دار مکافاته

فراموشم شده گاهی،که این پایین چه ها کردم

که روزی باید از اینجا بازم پیش تو برگردم

خدایا! وقت برگشتن یه کم با من مدارا کن

شنیدم گرمه آغوشت،اگه میشه منم جا کن

http://tehranmusic.biz/?p=4337
خیلی زیباست :)
آمین :) 
😊
و چ خلوتی بهتر از این...منم کلا در حال خلوتم با خودش
کلی حال خوب نصیبتون
بله... خلوتی بالاتر از این نیست...
ممنونم...
سلام
وب خوب و جامعی دارین.
موفق باشید.
سلام
ممنونم...
همچنین...
چهارشنبه ۶ بهمن ۹۵ , ۰۲:۳۲ محمدرضا مهدیزاده
دونفره هاتون مستدام :)
موفق باشید
ممنون...
همچنین...
بح بح  چه حال خوب کنِ^_^
بلا همیشه ازت دور عزیزم  :))
من تو جاده بودم حدود 7 هشت ساعت و بیشتر جاده بارونی بود  :)) کلی کیف نمودیم ^_-
^_^
ممنونم حدیث بانوی گل :))
خوشحالم که کلی کیف نمودی -_^
توی همین حالت بمون

آدما نه ارزش اینو دارن که بهشون فکر کنی نه اینکه خودتو براشون اذیت کنی...

همون خدا بهتره از همه چی...

+ راستی فهمیدیم ماشین داری :)
واقعا درسته...
آدما ارزشِ هیچ چیز رو ندارن!

صددرصد...

+ اشتباه فهمیدین...
قابلی نداشت...
بازم ممنون...
ایا وبلاگ لانتوری حذف شده ؟
:/
تنها اوست که قاب می گیرمش
از امروز تا به دنیا آمدن هزاران فردا .....
: )
چقدر زیبا :)
خب من برم، مزاحم شدم، ببخش، خداحافظت آبجی :)
خدانگهدار...
درست می شه :) همیشه همینو می گی :)
...
من آزمون قبل افت تراز داشتم :(
من ترازم بالاتر رفت.... درست میشه... نگران نباشید...
درسا چطور پیش میرن؟
خوب... خداروشکر...
تصویر چقد عالیه :) اصن همه عکسای وبت قشنگن :)
لطف دارید شما...
فونت وبت چه خوشگله :)
ممنون... شما زیبا میبینید...
چرا مواظب خودت نیستی تو؟ :/
هستم... تصادف هم میشد مقصر طرفِ مقابل بود...
بیخیال! اهمیت نده به آدمای مجازی!
بله... دیگه برام مهم نیست...
دنیای مجازی؟
بله، یکی از بلاگرها...
چرا حالت بد شده بود؟ :(
بخاطر حرف ها و قضاوت های یه آدمِ... مهم نیست... اصلا ارزش نداره بخوام راجع بهش حرف بزنم...
خیلی وقت بود نیومده بودم اینجا، عجب پستی! حال خوب کنه واقعا :)
لطف دارید شما...
سلام سلام چطوری آبجی؟
سلام
خیلی ممنون...
دوشنبه ۴ بهمن ۹۵ , ۲۳:۴۱ علیرضا امیدیان نسب
لحظاتت همیشه خوب
خیلی ممنون...

چ جالب بود ....خیلی خوب توصیف کردی دونفره بودنتون رو

خدا کنه همیشه با هم خوب باشین .....

خیلی ممنون...
حس خوبتان مستدااااام 😍😊
ممنون 😊
خیلی هم عالی ، از این دو نفره ها قسمت همه شه :)
دختر مواظب باش .
دو نفره ی خیلی خوبیه :)
چشم...
مستدام :)
:)
 صد هزاران در زدی کس باز نکرد 
 بهر تو، هیچ قصه ای آغاز نکرد 
 سوی آن درب رو، که صاحبخانه اش
 از ازل بر هیچ گدائی  ناز نکرد ...
 
اینهم بداهه  برای دوستی خدا و بندگانش ..
به به چقدر زیبا...

ممنونم استاد...
ان شاالله مستدام...
ان شاءالله...
سلام 
تمام وجودم پر از حس خوب شد :))
واقعا ممنون :))
سلام
چقدر خوب عزیزم :))
خواهش میکنم :))
دوشنبه ۴ بهمن ۹۵ , ۱۲:۱۱ یا فاطمة الزهراء
دلم بارون خواست :) 
خدا رو شکر که بخیر گذشت و تصادف نکردی 
فدای تو :)
خیلی شکر...
یه روز از همین روزای بی پولی یه همکلاس قدیمی دعوتم کرد منزل و از قضا بخاطر یه سری مسائل خانوادگی بحثم شده بود و اعصابم خورد بود و رفتم.
دوستم شروع کرد بعد از ناهار از وضع و حالم پرسید. اول که وضعیت نسبتا خوب خانه و خانواده اش رو دیدم به روی خودم نیاوردم بد جوری بی پول ام.

تا اینکه وقتی ریز شد و از برادر هام پرسسید و از اینکه چطور ازدواج کردند، نتونستم طاقت بیارم و با خودم گفتم الان میگه اینا همشون ازدواج کردند و چقدر خوشبخت زندگی می کنند و در حالی که تا خرخره تو قرض بودیم...
خلاصه شروع کردم مسلسل وار همشون رو گفتم از سیر تا پیاز تا این که به خودم رسید و از وضعیت بد تر از همه و نا به سامان خودم که گفتم به این فکر می کردم کمکم کنه اما نکرد.
بعد از تموم شدن کلامم حتی خودش پرسید الان میخوای بری؟!!
گفتم چطور مگه ناارحت شدی زیاد حرف زدم؟ گفت نه، هوا ابریه.
(برای این گفت که یه وقت زیر بارون نرم،اما انگار حرفامو نشنید.)

وقتی از خونشون در میومدم یادم افتاد که چون حرفم شده تو خونه پولی نگرفته بودم و کرایه برگشت به اندازه کافی نداشتم برای همین از کنار جاده قدم زنان داشتم بر می گشتم که نا خود آگاه گریم گرفت.
وقتی فکر می کردم اونیکه این همه سوال درباره من و حال و وضعیت من می پرسید اصلا بعد از شنیدن واقعیت و وضعیت و شرح حالم ارزش نداد حتی همدردی کنه با من دلم گرفت بد جور هم گرفت و با خدا درد و دل کردم و گریه می کردم و کم کم داشتم نزدیک میشدم به یک شهر و مونده بودم الان کسی منو(بالاخره یه مرد ام) با این چشمای گریون ببینه چی کار کنم... .
خدا درست به موقع بارونش رو فرستاد.بارون نم نم میومد و من هم گریه
می کردم و هر چی نزدیک تر میشدم به شهر پیش رو(در مسیرم)بارون شدید تر میشد و من با خیال راحت تری اشک می ریختم.

اونجا فهمیدم که تنها کسی که منو درک کرد خداست و هر قدم باهام
بود و با تک تک اشک های من انگاری بارونش رو تنظیم کرده بود :)))))

چون بارون تما  سرو صورت و لباسمو خیس کرده بود.(اواخر پاییز بود.)
جالبه بدونید از این قضیه خوشحال شدم و در حالی که دیگه اول شهر بودم می خندیدم و کلا بغض صورتم هم به گمونم از بین رفته بود. ^_^
بعد دیدم یه خط واحد اومد و از اون شهر تا شهر ما کرایه اون موقع اندازه پول کم توی جیبم بود و بدو رفتم سوار شدم.
یادمه حتی مردم به سر تا پام که شر شر ازم آب میریخت کف اتوبوس با تعجب نگاه می کردند و منم بیشتر به خودم میخندیدم.(سرپایی سوار شده بودم جا نبود).

ای خدا بعدش هم اومدم خونه و به آهنگ محسن یگانه به نام خیابونا رو گوش دادم به یاد تنها همراهم، خدا؛

♫♫♫♫

از این خیابونا هر وقت رد میشم

دیوونه تر میشم بی حد واندازه

باور کن این روزا هر چی که میبینم

فکر منو داره یاد تو میندازه

از این خیابونا حیرون و سرگردون

هر روز رد میشم

فک می کنم کم کم دیونه بازی رو

دارم بلد میشم

انگار قدمام به این خیابونا

وقتی که تو نیستی بدجوری وابسته است

انقدر که با فکرت قدم زدم اینجا

حتی خیابونم از قدمام خسته است

♫♫♫♫

از قدمام خسته است

♫♫♫♫ 

حتی خیابونم از قدمام خسته است و فقط تویی که ازم خسته نمیشی خدا

و بعد از اون جریان بار ها اون مسیر رو پیاده و با دوچرخه به یاد اون روز رفتم و اومدم.
کلا همیشه باید این رو در نظر داشته باشید...

جز خدا هیچ کس تاکید میکنم هیچ کس برای آدم نمیمونه!
حس خوبی رو تجربه کردید...
امیدوارم همیشه این حس با شما باشه...
سلام ممنون همچنین .
سلام
خواهش میکنم...
سلام.ای بابا.یاد رانندگی خودم تو سربازی افتادم.شوماخری بودم:)
دستت رو از ماشین نبر بیرون علاوه بر اینکه پلیس ببینه جریمه داره
خدایی نکرده تو اون حس خوب و آسمونی یه ماشین بد رد بشه...
اصلا مگه بچه شدید این کارا چیه خب بزنید کنار و بعد برید طبیعت.
دوست داشتم خب... یجور دیوونگیه... این دیوونگی ها رو دوست دارم...
دو نفره ازین بهتر وباحال تر؟
بح بح:))
حالا نفر دومتونوو قرض میدین ماهم باهاش بریم بیرون؟:دی
:))

بله بهار جانم... حتما :))
دوشنبه ۴ بهمن ۹۵ , ۱۰:۱۷ منتظر اتفاقات خوب
تو این حال وهوا پیاده روی هم میچسبه.
پیاده روی هم کردم :)
بسیار عالی ...
موفق باشید ...
ممنونم... همچنین...
سلام
خدا پشت فرمون بود یا تو :))
سلام
:/
دوشنبه ۴ بهمن ۹۵ , ۰۷:۱۳ شاید فردایی نباشه...
سلام
صبح بخیر
بیشتر مراقب خودتون باشید
سلام
صبح شمام بخیر...
سعی میکنم...
به ماشین مال خودته؟:دی
من دوس دارم زیربارون قدم بزنم
نه هنوز :|
قدم هم زدم :)
تصادف ؟ مواظب باش
اوهوم... سعی میکنم... ممنون...
دوشنبه ۴ بهمن ۹۵ , ۰۶:۴۳ منتـــظر المـهـدی۳۱۳
چه حس زیبایی به به 

خدانکنه عزیزم ان شاءالله سلامت باشی 
^_^

ممنونم آبجی جانِ خودم :)
اینجا  که  بارون نبارید  : D
ان شاءالله میباره...
اینجا هم بارون می‌باره :)
چه قشنگ و حس‌خوب دار :)
+ مواظب خودت باش، آفرین:)
عکس هم که مثل همیشه، ۲۰ـه.
چقدر عالی :)
قشنگ خوندی جانل دلم :)
+ چشم :)
چشمانت ۲۰ میبیند گلم...
سلام  از وب سایت شما دیدن کردم ،مطالب خوبی هم دارین، خوشحال میشم شما هم به وب سایت من سر بزنید و از مطالب آن دیدن کنید و از تبلیغ کنه تو سایتم هست دیدن کنید
📌از قدیم گفتن قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود‌.
www.drnic.ir
www.drnic.ir

سلام
مطمئنید مطالبِ من خوبه؟! :/
عه گواهی نامه داری. من هرچی داداشم میگیه برو گواهی نامه بگیر همت نمیکنم :))
دو نفره هاتون مستدام نسیم بانو :)
بگیر انار جانم... همتت روزافزون :)
ممنونم انار بانوی مهربون :)
 وااای نسیم یه شب بارون می اومد، یهو دلم خواست برم بیرون. همین که حاضر شدم بارونم قطع شد :دی
 خو اینم شانس که من دارم 😐

دو نفره هایتان مستدااااام 😅
 
آخی عزیزم :)

اشکال نداره ^_^

تشکر گلم :)
ممنون از دعای قشنگت
خواهش میشود بانو :)
و همچنین
+++++
ممنون...
چه دعای قشنگی:)

* دو نفره‌هاتون پابرجا:)
:)

ممنون اسمارتیز جانم :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته قرعه به نامِ تو می شود
نویسنده
Designed By Erfan Powered by Bayan